Quote image editor
“آه … سهم من اينست سهم من اينست سهم من ، آسمانيست كه آويختن پرده اي آن را از من مي گيرد سهم من پايين رفتن ا ز يك پله ي متروكست و به چيزي در پوسيدگي و غربت واصل گشتن سهم من گردش حزن آلودي در باغ خاطره هاست و در اندوه صدايي جان دادن كه به من مي گويد : “دست هايت را دوست مي دارم ” دست هايم را در باغچه مي كارم سبز خواهم شد ،مي دانم ،مي دانم،مي دانم و پرستوها در گودي انگشتان جوهريم تخم خواهند گذاشت” — Forough Farrokhzad
آه …
سهم من اينست
سهم من اينست
سهم من ،
آسمانيست كه آويختن پرده اي آن را از من مي گيرد
سهم من پايين رفتن ا ز يك پله ي متروكست
و به چيزي در پوسيدگي و غربت واصل گشتن
سهم من گردش حزن آلودي در باغ خاطره هاست
و در اندوه صدايي جان دادن كه به من مي گويد :
“دست هايت را
دوست مي دارم ”
دست هايم را در باغچه مي كارم
سبز خواهم شد ،مي دانم ،مي دانم،مي دانم
و پرستوها در گودي انگشتان جوهريم
تخم خواهند گذاشت