“من بیش از هر چیزی، از بلاهت رنج میبردم. و با آنکه میدانستم هوش موهبتی است شیطانی همیشه این مردمان هوشمند بودند که مرا مسحور خود میکردند.” SufferingHumanityInteractions Book:همنوایی شبانه ارکستر چوبها Source: همنوایی شبانه ارکستر چوبها
“این پرسش برای شما عملی است خاتمه یافته. اما خود این عمل، مثل هیولایی نوزاد، بی اعتنا به شما به هستی مستقل خود ادامه میدهد.” HumanityQuestions Book:همنوایی شبانه ارکستر چوبها Source: همنوایی شبانه ارکستر چوبها
“به او غبطه میخوردم. من نگران قضاوت دیگران بودم و او خودش را از بند قضاوت آزاد کرده بود. من با تصویری زندگی میکردم که میخواستم دیگران از من ببینند و او بی تضویر زندگی میکرد.” FreedomLiving Freely Book:همنوایی شبانه ارکستر چوبها Source: همنوایی شبانه ارکستر چوبها
“هربار که دچار نوامیدی مطلق میشدم این آینه بود که نجاتم میداد. کافی بود در زنده بودن خودم شک کنم. آنوقت میرفتم جلوی آینه و به خودم میگفتم: "میبینی؟تصویرت را نشان نمیدهد. پس هنوز به شی بیجان تبدیل نشده ای!” HopeLiving Book:همنوایی شبانه ارکستر چوبها Source: همنوایی شبانه ارکستر چوبها