Quotessence
Home / Quotes / Quote by Sorj Chalandon

Quote by Sorj Chalandon

“در ماه سپتامبر آن سال،وقتی که با پرسشنامه به خانه برگشتم، پدر عصبی بود.شغل پدر؟ مادر جرئت نکرد پرسشنامه را پر کند. پدرم سرم قر زد:- راستش را بنویس :(( مامور مخفی)) قال قضیه کنده می شود. من اینها را آدم حساب نمی کنم. نگاهش کردم. همیشه از خودم می پرسیدم که چه چیز ناجوری در زندگیمان وجود دارد. هیچ کس به خانه مان نمی آمد، هیچ وقت. پدر قدغن کرده بود. هر گاه کسی زنگ را می زد، دستش را بلند می کرد تا ما را به سکوت وادارد. منتظر می ماند تا آن که پشت در بود، منصرف شود و به صدای پایش در راه پله ها گوش می داد. پس از آن کنار پنجره می رفت، پشت پرده پنهان می شد و پیروزمندانه او را که داشت از کوچه مان دور می شد، نگاه می کرد. هیچ یک از دوستانم اجازه نداشتند که از در خانه مان تو بیایند. و هیچ یک از همکاران مادر. همیشه تنها ما سه تا در آپارتمان بودیم. حتی پدربزرگ و مادربزرگم به آنجا نیامدند.”

Quote by Sorj Chalandon

Work

Profession du père

Browse quotes and source details for this work. more

Author

Sorj Chalandon

Browse famous quotes and profile details for Sorj Chalandon. more

You May Also Like

“Yesterday is over Today is the moment Tomorrow will be history I truly hope and pray You will forever remain in my memories The moments we share today adds to the memories of yesterday Tomorrow will be another moment to imprint in my memories And these moments and memories will forever be cherished till our last breath.”