“در ماه سپتامبر آن سال،وقتی که با پرسشنامه به خانه برگشتم، پدر عصبی بود.شغل پدر؟ مادر جرئت نکرد پرسشنامه را پر کند. پدرم سرم قر زد:- راستش را بنویس :(( مامور مخفی)) قال قضیه کنده می شود. من اینها را آدم حساب نمی کنم. نگاهش کردم. همیشه از خودم می پرسیدم که چه چیز ناجوری در زندگیمان وجود دارد. هیچ کس به خانه مان نمی آمد، هیچ وقت. پدر قدغن کرده بود. هر گاه کسی زنگ را می زد، دستش را بلند می کرد تا ما را به سکوت وادارد. منتظر می ماند تا آن که پشت در بود، منصرف شود و به صدای پایش در راه پله ها گوش می داد. پس از آن کنار پنجره می رفت، پشت پرده پنهان می شد و پیروزمندانه او را که داشت از کوچه مان دور می شد، نگاه می کرد. هیچ یک از دوستانم اجازه نداشتند که از در خانه مان تو بیایند. و هیچ یک از همکاران مادر. همیشه تنها ما سه تا در آپارتمان بودیم. حتی پدربزرگ و مادربزرگم به آنجا نیامدند.”
Quote by Sorj Chalandon
Book:Profession du père
Work
Profession du père
Browse quotes and source details for this work. more
Author
You May Also Like
“God promises that by honoring your parents, you will have a long and blessed life.”
Source: With Love, Maria: Powerful affirmations for your Heart, Mind and Soul
Source: Refuge: An Unnatural History of Family and Place
Source: Great Granny Webster
“Family isn’t always the people you’re related to.”
Source: The Spellshop
Source: The Bookshop Sisterhood
Source: Delilah Green Doesn't Care
“You will belong here. You will belong wherever you want. You will make anywhere beautiful”
Source: Other Words for Home
Source: A Broken Woman: From a child that was loved dearly into a teen that has lost her strength
“Ponekad ti donosiš odluke u životu, a ponekad se odluke donesu same.”
Source: If I Stay
Source: Love Story