“زنی که این اندازه رنجش میداد نه تنها کمتر که برعکس، هرچه بیشتر برایش عزیز میشد، انگار که همراه با هرچه بالاتر گرفتن درد، ارزش نوشدارو، ارزش داروی آرامبخشی هم که تنها در دست اودت بود فزونی مییافت. سوان میخواست بیشتر تیمارش کند، آن گونه که برای بیماریای که ناگهان دریابی از آنچه بوده وخیمتر است.” LoveRomanceRelationshipsHeartbreakEmotionsعشقرابطهجداییاحساساتشکست Book:Swann’s Way Source: Swann’s Way
“اغلب گفته میشود که با برشمردن خطاهای معشوقهی یک دوست، تنها بر مهر او در دلش میافزاییم چون آنها را باور نمیکند! و چقدر بیشتر، اگر باور کند!” LoveRomanceRelationshipsHeartbreakEmotionsعشقرابطهجداییاحساساتشکست Book:Swann’s Way Source: Swann’s Way
“اگر هم بتوانیم آرزو کنیم کارهای کسی که تاکنون رنجمان داده است از تهِ دل نبوده باشد، [...] باید بپرسیم که کردار فردای آن کس چه خواهد بود؟ این گفتههای تازه به گوش عشق من میرسید؛ به او میباورانید که فردا فرقی با روزهای گذشته نخواهد داشت و احساس ژیلبرت به من کهنهتر از آن است که تغییر کند، احساس بیاعتنایی است، و در دوستی من و ژیلبرت تنها منم که عشق میورزم! و عشقم در پاسخ میگفت: «درست است، دیگر با این دوستی هیچ کاری نمیشود کرد، دگرگون نخواهد شد.»” LoveRomanceRelationshipsHeartbreakEmotionsعشقرابطهجداییاحساساتشکست Book:Swann’s Way Source: Swann’s Way
“آن شب مادام دلوم به شوهرش گفت: «طفلک سوان ... فکر میکنم مسخره باشد که مردی به این فهمیدگی برای همچو زنی رنج بکشد که حتی زن جالبی هم نیست، چون میگویند خیلی احمق است.» این را با خردمندی آدمهای عاشق نشده گفت که معتقدند یک مرد فهمیده باید تنها به خاطر کسی غصه بخورد که لیاقتش را داشته باشد؛ و این کمابیش به آن میماند که کسی تعجب کند چرا آدم به خاطر چیزی به کوچکی یک باسیل ناقابل دچار وبا میشود!” LoveRomanceRelationshipsHeartbreakEmotionsعشقرابطهجداییاحساساتشکست Book:Swan's Way Source: Swan's Way
“عشق سوان به همان جایی رسیده بود که در برخی بیماریها بیباکترین جراح هم از خود میپرسد آیا هنوز منطقی یا حتی شدنی هست که اعتیاد یا مرض بیمار از او گرفته شود؟” LoveRomanceRelationshipsHeartbreakEmotionsعشقرابطهجداییاحساساتشکست Book:Swann’s Way Source: Swann’s Way
“[سوان] به خود میگفت: «واقعا پیشرفت محسوس است؛ خوب که به قضیه دقیق میشوم، میبینم که دیروز از بودن با او تقریبا هیچ لذت نمیبردم: عجیب است که حتی به نظرم زشت میرسید.» و البته راست میگفت، اما عشقش از محدودهی تمنای بدنی بسیار فراتر میرفت. دیگر خود وجود اودت در آن چندان جایی نداشت.” LoveRomanceRelationshipsHeartbreakEmotionsعشقرابطهجداییاحساساتشکست Book:Swann’s Way Source: Swann’s Way
“فردای آن روز [سوان] به خود میگفت: «واقعا پیشرفت محسوس است؛ خوب که به قضیه دقیق میشوم، میبینم که دیروز از بودن با او تقریبا هیچ لذت نمیبردم: عجیب است که حتی به نظرم زشت میرسید.» و البته راست میگفت، اما عشقش از محدودهی تمنای بدنی بسیار فراتر میرفت. دیگر خود وجود اودت در آن چندان جایی نداشت.” LoveRomanceRelationshipsHeartbreakEmotionsعشقرابطهجداییاحساساتشکست Book:Swann’s Way Source: Swann’s Way