“برای جوان های معمولی هم دوچرخه وسیله ی بسیار سرگرم کننده ای است تا چه رسد به پسرک بینوایی چون من که تا همان اواخر می لنگیدم و هنوز سه چهار کیلومتر نرفته خیس عرق می شدم!... چه لذتی از شیب تپه ها به شتاب پایین رفتن و در ژرفاهای چشم انداز گم شدن؛ به تیزی پرنده ای به دور دستهای جاده ای رسیدن که با نزدیک شدنت از هم باز و شکوفان می شود؛ دهکده ای را در یک چشم به هم زدن پشت سر گذاشتن و همه چیزش را به یک نگاه از آن خود کردن و بردن...” NovelNature S BeautyClassic Literatureرمانادبیات کلاسیکBicycle Adventureطبیعتدوچرخه سواری Author:Alain-Fournier
“من، خود، وابسته به دشت و زمین ام! دوست تر دارم حرکات تند پنجه ی مرطوب اردکی که پشت سرش را در کناره ی مردابی می خاراند تماشا کنم یا قطره های درخشنده ی آبی که از پوزه ی گاوی بی حرکت پس از نوشیدن آب از برکه ای که تا زانو در آن فرو رفته به بیرون می ریزد، نگاه کنم تا این که کروبیان را محو درک خود آز آسمانها ببینم.” BiographyClassic Literatureادبیات کلاسیکزندگی نامهTurgenevتورگنیفNutureطبیعت Book:Turgenev Source: Turgenev