Quotessence
Home / Topics / جنگ Quotes

جنگ Quotes

Browse 3 quotes about جنگ.

جنگ Quotes

“روزی یکی از دوستانم برایم از پدر و مادرش گفت. آن ها یهودی بودند. در زمان جنگ، پدرش یک هفت تیر کهنه ی انگلیسی را از لا به لای تلّی از پارچه ها پنهان کرده و با چرخ دوخته بود و مادر هر جا می رفت، یک تیغ ریش تراشی در کیفش داشت تا اگر دستگیرش کردند، اعتراف نکند. مادرش هجده سال داشت و‌پدرش کمی بیشتر. از او‌ پرسیدم: خودشان را برای مردن آماده کرده بودند؟ لبخند زد. نه، به هیچ وجه. برای زندگی. مدت ها به این جمله فکر کردم . آماده ی زندگی. و آن روز که در بزرگسالی پیش پدرم برگشته بودم، دانستم که او نتوانسته بود بر من غلبه کند. کینه و نفرت، روحم را نابود نکرده بود. هفت تیرو تیغ ریش تراشی ام را کنار گذاشته بودم. آماده ی زندگی بودم.”

“هر یکشنبه شب، پس از مراسم شامگاه در نمازخانه ی مدرسه، چتریس نام شاگردان قدیمی را که در جنگ کشته شده بودند می خواند و زندگینامه ی کوتاهی از آنها را چاشنی سخن می کرد. بسیار هیجان انگیز بود؛ اما چیپس، نشسته بر نیمکت دراز نمازخانه، به خود می گفت: برای چتریس آنها چیزی جز نام نیستند؛ او قیافه ی آنها را آن طور که من می بینم، نمی بیند....”