Quotessence
Home / Topics / آموزش Quotes

آموزش Quotes

Browse 10 quotes about آموزش.

آموزش Quotes

“فرهنگ بسیار بزرگتر از هر نظام سیاسی است و بیشتر هم دوام می آورد. فرهنگ حتی از موجودیت جامعه یا ملت هم بزرگ تر است: از آنجا که چه جامعه و چه ملت به موقعیت جغرافیایی محدودند و در هر زمان زیر سلطه ی یک نظام سیاسی قرار دارند. در حالی که فرهنگ فرای مرزهای جغرافیایی شامل مردم می شود”

“در واقع چیزی که در اوایل قرن بیستم نظام چینی را شکست داد، همان طور که متفکران و سیاست مداران هم در آن اتفاق نظر دارند، نظامیان غربی نبود، بلکه علم آنها بود، چیزی که طرز تفکر کنفوسیوس به وضوح کم داشت. علم غربی بیش از همه به این دلیل تحسین می شد که کشتی های سخت و توپ های کارآمد می ساخت، در حالی که چینا ها هنوز برای جنگ روی دریا و خشکی به نیزه ها، شمشیرها، و حتی هنرهای رزمی تکیه کرده بودند. این نتیجه گیری به یک سری کاملا جدید از سیاست های آموزشی و اصلاحات سیاسی انجامید. دانشجویان چینی موج موج به غرب فرستاده می شدند تا علم و تکنولوژی بخوانند. به علاوه، بسیاری از رهبران و متفکران قدرت غرب را به نظام حکومتی مردم سالارانه ی بهترشان نسبت می دادند. چین، در کنار دیگر کشورهای آسیای شرقی که با همین مشکلات دست و پنجه نرم می کردند، با وجود وقفه ای که بلافاصله بعد از قدرت گرفتن کمونیست ها ایجاد شد، تلاش طولانی مدتی را جهت یادگیری از غرب شروع کرد، روندی که تا هنوز هم به نقطه ی اوج خودش نرسیده است، باید اعتراف کنم که من هم عنصر کوچکی بودم در این روند آموزش بین فرهنگی عظیم.”

“در واقع چیزی که در اوایل قرن بیستم نظام چینی را شکست داد، همان طور که متفکران و سیاست مداران هم در آن اتفاق نظر دارند، نظامیان غربی نبود، بلکه علم آنها بود، چیزی که طرز تفکر کنفوسیوس به وضوح کم داشت. علم غربی بیش از همه به این دلیل تحسین می شد که کشتی های سخت و توپ های کارآمد می ساخت، در حالی که چینی ها هنوز برای جنگ روی دریا و خشکی به نیزه ها، شمشیرها و حتی هنرهای رزمی تکیه کرده بودند. این نتیجه گیری به یک سری کاملا جدید از سیاست های آموزشی و اصلاحات سیاسی انجامید. دانشجویان چینی موج موج به غرب فرستاده می شدند تا علم و تکنولوژی بخوانند. به علاوه، بسیاری از رهبران و متفکران قدرت غرب را به نظام حکومتی مردم سالارانه ی بهترشان نسبت می دادند. چین، در کنار دیگر کشورهای آسیای شرقی که با همین مشکلات دست و پنجه نرم می کردند، با وجود وقفه ای که بلافاصله بعد از قدرت گرفتن کمونیست ها ایجاد شد، تلاش طولانی مدتی را جهت یادگیری از غرب شروع کرد، روندی که تا هنوز هم به نقطه ی اوج خودش نرسیده است، باید اعتراف کنم که من هم عنصر کوچکی بودم در این روند آموزش بین فرهنگی عظیم.”

“تحقیقات تربیتی و همچنین زمینه ی نوروساینس که به سرعت در حال پیشرفت است به ما می گوید که همه ی انسان ها (حتی آنهایی که با چالش های شناختی به دنیا آمده اند) دارای ظرفیت پرورش تمام لیاقت های انسانی را تا والاترین درجه، اگر چه متفاوت با یکدیگر، دارند. نه تنها ما در هنگام تولد به چیزی محکوم نشده ایم، بلکه دارای پتانسیل هایی هستیم که به ندرت کاملا متوجه آنها می شویم. بچه ای که در ابتدا هیچ ظرفیتی ندارد- چه فکری، چه اجتماعی یا حتی ورزشی- وقتی در محیط تربیتی صحیح قرار بگیرد، می تواند آنها را کسب کند.”

“در بعضی از کشورها، مانند سوییس و لوکزامبورگ، حساب های جاری وجود دارند که دارندگان این حساب ها می توانند به طور آزادانه ای از آن ها استفاده کنند، حتی پول شویی یا جابه جا کردن پول هایی که از راه خلاف به دست آورنده اند. اکثر دولتمردان فاسد، سرمایه داران خلافکار و حاکمان خودکامه، به ویژه از کشورهای جهان سوم، با استفاده از امکان محرمانه بودن نام خود در بانک های این کشورها، ثروت خود را به این بانک ها انتقال می دهند و بابت نگه داری این پول ها هزینه پرداخت می کنند. یکی از مهم ترین درآمدهای کشور سوییس همین نگه داری از پول این دسته اشخاص است.”

“هر یکشنبه شب، پس از مراسم شامگاه در نمازخانه ی مدرسه، چتریس نام شاگردان قدیمی را که در جنگ کشته شده بودند می خواند و زندگینامه ی کوتاهی از آنها را چاشنی سخن می کرد. بسیار هیجان انگیز بود؛ اما چیپس، نشسته بر نیمکت دراز نمازخانه، به خود می گفت: برای چتریس آنها چیزی جز نام نیستند؛ او قیافه ی آنها را آن طور که من می بینم، نمی بیند....”

“راه پر بار ساختن زندگی و شخصیت افراد این نیست که همان گونه که همیشه عواطف مردان را تقلیل داده و ناقص کرده اند، عواطف زنان را مهار سازیم و کاهش دهیم، یا از بیان آزادانه ی آنها جلوگیری کنیم ( به عنوان مثال، مرد نباید اندوهگین یا متاثر شود، گریه کند، نومید گردد ). برای بهبود زندگی دختربچه ها نباید آنان را به رقابت جویی با پسرها و تقلید از آنان واداریم بلکه باید به گزینش یکایک افراد، مستقل از جنس آنان، احترام بگذاریم و یاری برسانیم، و الگوهای متنوع تری را به کودکان عرضه کنیم، الگوهایی که از کلیشه های مسلط هر چه بیشتر رها شده اند و شکوفایی و ابراز وجود را ممکن می سازند: کودکان بدین ترتیب می توانند استعدادها و شخصیت خود را هرچه کامل ترشکوفا سازند، بی آن که مجبور باشند جنبه هایی از وجود خود را قربانی کنند که ارزشی گران قدر دارد.”