Quotessence
Home / Topics / دانش Quotes

دانش Quotes

Browse 5 quotes about دانش.

دانش Quotes

“مردم بومی از همان ابتدا به ارزش فلفل آگاه بودند اما این رومیان بودند که آن را به کالایی بین المللی تبدیل کردند. رومی ها عاشق فلفل بودند به طوری که حتی دسرهای خود را هم با فلفل می خوردند و این باعث گرانی همیشگی آن بود. تجار ادویه از شرق دور نمی توانستند بختی را که به آنان رو آورده بود باور کنند به طوری که یک تاجر تامیل با شگفتی می گفت: آنان با طلا می آیند و با فلفل می‌روند. وقتی گوت ها در در سال ۴۰۸ تهدید کردند روم را غارت کنند رومیان از جمله باج هایی که به آنان دادند هزار و سیصد و پنجاه کیلوگرم فلفل بود.”

“فرهنگ بسیار بزرگتر از هر نظام سیاسی است و بیشتر هم دوام می آورد. فرهنگ حتی از موجودیت جامعه یا ملت هم بزرگ تر است: از آنجا که چه جامعه و چه ملت به موقعیت جغرافیایی محدودند و در هر زمان زیر سلطه ی یک نظام سیاسی قرار دارند. در حالی که فرهنگ فرای مرزهای جغرافیایی شامل مردم می شود”

“در واقع چیزی که در اوایل قرن بیستم نظام چینی را شکست داد، همان طور که متفکران و سیاست مداران هم در آن اتفاق نظر دارند، نظامیان غربی نبود، بلکه علم آنها بود، چیزی که طرز تفکر کنفوسیوس به وضوح کم داشت. علم غربی بیش از همه به این دلیل تحسین می شد که کشتی های سخت و توپ های کارآمد می ساخت، در حالی که چینا ها هنوز برای جنگ روی دریا و خشکی به نیزه ها، شمشیرها، و حتی هنرهای رزمی تکیه کرده بودند. این نتیجه گیری به یک سری کاملا جدید از سیاست های آموزشی و اصلاحات سیاسی انجامید. دانشجویان چینی موج موج به غرب فرستاده می شدند تا علم و تکنولوژی بخوانند. به علاوه، بسیاری از رهبران و متفکران قدرت غرب را به نظام حکومتی مردم سالارانه ی بهترشان نسبت می دادند. چین، در کنار دیگر کشورهای آسیای شرقی که با همین مشکلات دست و پنجه نرم می کردند، با وجود وقفه ای که بلافاصله بعد از قدرت گرفتن کمونیست ها ایجاد شد، تلاش طولانی مدتی را جهت یادگیری از غرب شروع کرد، روندی که تا هنوز هم به نقطه ی اوج خودش نرسیده است، باید اعتراف کنم که من هم عنصر کوچکی بودم در این روند آموزش بین فرهنگی عظیم.”

“در واقع چیزی که در اوایل قرن بیستم نظام چینی را شکست داد، همان طور که متفکران و سیاست مداران هم در آن اتفاق نظر دارند، نظامیان غربی نبود، بلکه علم آنها بود، چیزی که طرز تفکر کنفوسیوس به وضوح کم داشت. علم غربی بیش از همه به این دلیل تحسین می شد که کشتی های سخت و توپ های کارآمد می ساخت، در حالی که چینی ها هنوز برای جنگ روی دریا و خشکی به نیزه ها، شمشیرها و حتی هنرهای رزمی تکیه کرده بودند. این نتیجه گیری به یک سری کاملا جدید از سیاست های آموزشی و اصلاحات سیاسی انجامید. دانشجویان چینی موج موج به غرب فرستاده می شدند تا علم و تکنولوژی بخوانند. به علاوه، بسیاری از رهبران و متفکران قدرت غرب را به نظام حکومتی مردم سالارانه ی بهترشان نسبت می دادند. چین، در کنار دیگر کشورهای آسیای شرقی که با همین مشکلات دست و پنجه نرم می کردند، با وجود وقفه ای که بلافاصله بعد از قدرت گرفتن کمونیست ها ایجاد شد، تلاش طولانی مدتی را جهت یادگیری از غرب شروع کرد، روندی که تا هنوز هم به نقطه ی اوج خودش نرسیده است، باید اعتراف کنم که من هم عنصر کوچکی بودم در این روند آموزش بین فرهنگی عظیم.”