Quotessence
Home / Topics / Phsychology Quotes

Phsychology Quotes

Browse 20 quotes about Phsychology.

Phsychology Quotes

“If one does not develop, one goes down. In life, in ordinary conditions everything goes down, or one capacity may develop at the expense of another.”

“لا ينبغي أن يكون الحزن مرادفا للمرض، فليس هناك تشخيص لكل إحباط ولا عقار لكل مشكلة. صعوبات الحياة، مثل الطلاق والمرض والمشاكل المالية والنزاعات بين الناس، لا يمكن إزاحتها من حياتنا. ورد فعلنا الطبيعي تجاهها، كالحزن وعدم الرضا والتثبيط لا يجب توصيفه كاضطراب نفسي علينا أن نعالجه بعقار -فرانسيس”

“بچه ها به اندازه ی کافی قاضی، دادستان و شاکی دارند؛ پدر و مادرها می توانند وکیل مدافع کودک باشند.”

“مردم در عصر ویکتوریا نه تنها کودکی را ابداع نکردند بلکه آن را از بین بردند. اما در واقع مسئله پیچیده تر از این بود. والدین عصر ویکتوریا با دریغ کردن محبت از کودکان در دوره ی کودکی و بعد با تلاش برای کنترل رفتار آنان حتی تا بزرگسالی، در این موقعیت بسیار عجیب قرار داشتند که در همان شرایطی که می کوشیدند جلوی کودکی را بگیرند تلاش داشتند کاری کنند تا همیشه دوام داشته باشد. شاید تعجب آور نباشد که پایان عصر ویکتوریا تقریبا دقیقا با ابداع روانکاوی همزمان شد.”

“راه پر بار ساختن زندگی و شخصیت افراد این نیست که همان گونه که همیشه عواطف مردان را تقلیل داده و ناقص کرده اند،عواطف زنان را مهار سازیم و کاهش دهیم، یا از بیان آزادانه ی آن ها جلوگیری کنیم ( به عنوان مثال، مرد نباید اندوهگین یا متأثر شود، گریه کند، نومید گردد). برای بهبود زندگی دختربچه ها نباید آنان را به رقابت جویی با پسرها و تقلید از آنان وا داریم بلکه باید به گزینش یکایک افراد، مستقل از جنس آنان، احترام بگذاریم و یاری برسانیم، و الگوهای متنوع تری را به کودکان عرضه کنیم، الگوهایی که از کلیشه های مسلط هر چه بیشتری رها شده اند و شکوفایی و ابراز وجود افراد را ممکن می سازند: کودکان بدین ترتیب می توانند استعدادها و شخصیت خود را هرچه کامل تر شکوفا سازند، بی آن که مجبور باشند جنبه هایی از وجود خود را قربانی کنند که ارزشی گران قدر دارد.”

“راه پر بار ساختن زندگی و شخصیت افراد این نیست که همان گونه که همیشه عواطف مردان را تقلیل داده و ناقص کرده اند، عواطف زنان را مهار سازیم و کاهش دهیم، یا از بیان آزادانه ی آنها جلوگیری کنیم ( به عنوان مثال، مرد نباید اندوهگین یا متاثر شود، گریه کند، نومید گردد ). برای بهبود زندگی دختربچه ها نباید آنان را به رقابت جویی با پسرها و تقلید از آنان واداریم بلکه باید به گزینش یکایک افراد، مستقل از جنس آنان، احترام بگذاریم و یاری برسانیم، و الگوهای متنوع تری را به کودکان عرضه کنیم، الگوهایی که از کلیشه های مسلط هر چه بیشتر رها شده اند و شکوفایی و ابراز وجود را ممکن می سازند: کودکان بدین ترتیب می توانند استعدادها و شخصیت خود را هرچه کامل ترشکوفا سازند، بی آن که مجبور باشند جنبه هایی از وجود خود را قربانی کنند که ارزشی گران قدر دارد.”

“وسعت عشق پدر و مادر در نظر یک بچه غیر قابل اندازه گیری است. ولی این مسئله معنایش این نیست که شما نباید سعی کنید عشقتان را برایش توضیح دهید.”

“پذیرش شرایط یا وظایف جدید لزوما معنایش این نیست که تو همیشه این شرایط را دوست داری یا می خواهی همیشه آن وظایف را انجام دهی.”

“بنابراین در ظاهر، به نظر می رسد مردم عصر ویکتوریا نه تنها کودکی را ابداع نکردند بلکه آن را از بین بردند. اما در واقع مسئله پیچیده تر از این بود. والدین عصر ویکتوریا با دریغ محبت از کودکان در دوره ی کودکی و بعد با تلاش برای کنترل رفتار آنان حتی تا بزرگسالی،در این موقعیت بسیار عجیب قرار داشتند که در همان شرایطی که می کوشیدند جلوی کودکی را بگیرند تلاش داشتند کاری کنند تا همیشه دوام داشته باشد. شاید تعجب آور نباشد که پایان عصر ویکتوریا تقریبا دقیقا با ابداع روانکاوی همزمان شد.”

“از نظر من خنده و گریه ی کودک یک اندازه ارزش دارد. من هرگز نخواهم خواست از یک کودک مواهبی مانند رنجش و غم و غصه را بگیرم. عواطف بشری شخصیت انسان را رشد می دهد. هر چه عواطف ما عمیق تر شود، انسان تر می شویم.”

“اغلب اوقات ((استقلال)) داشتن را بی نیازی تعریف می کنند اما همان طور که گفتم استقلال می تواند به معنای داستن صلاحیت، شایستگی و‌ کاردانی در برآورده ساختن نیازها تعریف شود.”

“در کتاب های خودیار به زنانی که نگران از دست دادن شوهران خود هستند توصیه می شود اسرارآمیزتر باشند و کاری کنند که رفتارشان قابل پیش بینی نباشد. به زن ها توصیه نمی شود نگرانی های خود را با شوهرشان در میان بگذارند. به جای آن به آنها می گویند که کاری صورت دهند. من مخالف راه های عمل گرا نیستم. خود من همیشه از این شیوه استفاده می کنم. روی هم رفته رو به رو شدن با مسائل ارتباطی دشوار است و هر اقدامی برای رفع این مشکل ارزشمند است. اما از آن جایی که این راه حل ها موقتی هستند اغلب موثر واقع نمی شوند.”

“مسئله ی روابط زن و شوهر خود از دو مسئله ناشی می شود: (۱) خود مسئله و (۲) طرزی که درباره ی مسئله حرف می زنیم ( یا حرف نمی زنیم). طرز صحبت کردن یا نکردن شما درباره ی یک مسئله اغلب بخش عمده مسئله است.”

“در واقع حساسیتی که در دوران کودکی شخص ایجاد شده ممکن است سبب شود که او به برخی از جنبه های حقیقی شدیدا توجه داشته باشد. درست همان طور که سگ ها صداهایی را می شنوند که انسان از شنیدن آن عاجز است، برخی از حساسیت های دوران کودکی شخص را در موقعیتی قرار می دهد تا مطالبی را که دیگران متوجه آن نمی شوند درک نمایند. برای مثال زنی که در کودکی مورد کم لطفی و بی اعتنایی قرار گرفته ممکن است نسبت به کمترین بی اعتنایی شوهرش واکنش شدید نشان دهد.”

“من به زوج ها توصیه می کنم که با مسائل زناشویی به همان طریق که با آنفولانزا برخورد می کنند روبه رو شوند. اشخاص مواظب هستند از شرایطی که ممکن است سرماخوردگی را به آنها منتقل کند جلوگیری نمایند. اما در عین حال مقداری آسپرین تدارک می بینند و به محض آنکه نخستین نشانه های سرماخوردگی را احساس کردند از آن مصرف می کنند. وقتی کودکی در یک خانواده تب می کند همه برای کمک به او بسیج می شوند.”