Quotessence
Home / Topics / آموزش و پرورش Quotes

آموزش و پرورش Quotes

Browse 8 quotes about آموزش و پرورش.

آموزش و پرورش Quotes

“من مخالف ادب بچه نیستم، مخالف پاکیزگی یا علم نیستم، اما سوال اصلی این است :(( از چه شیوه هایی برای رسیدن به این منظورها استفاده می شود؟)) اگر شیوه ها عبارت باشند از ناسزا، حمله و تهدید، مطمئن باشید که ما نیز، برای سازگاری با محیط، به کودک ناسزا، حمله و تهدید را آموخته ایم. در عوض اگر شیوه های انسانی را به آنها بیاموزیم، چیزی به مراتب والاتر از محاسن انتزاعی به آنها یاد داده ایم. ما به بچه می آموزیم چگونه یک انسان باشد، انسانی که بتواند در زندگی، با قدرت و شأن انسان حرکت کند.”

“فراگیرندگان بزرگسال خصوصیات منحصر به فرد خود را دارند. ما در حد زیادی ساخته و پرداخته ی زندگی گذشته ی خود هستیم. به بیان دیگر رفتار و عکس العمل فعلی ما نتیجه ی یادگیری و تجربه ی گذشته مان است. یادگیری گاه به عنوان فرایندی که تغییر نسبتاً دائمی در رفتار ما به وجود می آورد تعریف شده است؛ یعنی توانایی و کارایی ما نتیجه ی برخوردهای گذشته ی ما با محیط است.”

“فرد بزرگسال در نتیجه ی برخورد و تعامل با محیط خارج و کسب تجربیات روزانه از طرق مختلف و بی شمار موفق به یادگیری تصادفی و یا اتفاقی می شود و در نتیجه اندوخته ی جدیدی کسب می کند. ما به طرق بی شماری مطالب را فرا گرفته ود به جمع آوری عقاید، حقایق و مهارت هایی می پردازیم که در نتیجه ی تماس روزانه مان با محیط کسب شده است. شغل منبع اصلی یادگیری اتفاقی است. برای روشن شدن بهتر مسئله به این مثال توجه کنید که قبول نقش مادری در آغاز زندگی ایجاب می کند که زنان با مسائلی نظیر نحوه ی تعویض لباس نوزاد، استره لیزه کردن شیشه شیر بچه، تشخیص علائم آبله و سرخک و چگونگی انتخاب لباس مناسب مثلا برای بچه ی سه ساله آشنا شوند.”

“تنبیه علی رغم جذابیتی که برای تنبیه کننده دارد، شیوه ی بسیار موثری برای کنترل رفتار نیست؛ اگر چه رفتار نامطلوب ممکن است در زمان حاضر سرکوب گردد، با این وجود یادگیرنده فرصت استفاده از عوامل تقویت برای اَشکال پسندیده تر رفتار را از دست می دهد. این شاید مبین علت بالا بودن جرم در میان مجرمین باشد. گسترش تنبیه در یک جامعه فرصت ارائه ی شیوه ی مطلوب رفتار را غیر ممکن می سازد. به محض اینکه خطر فوری تنبیه از بین برود، مجرم غالباً به قالب های رفتاری گذشته که کاملاً در او تقویت و تثبیت شده اند باز می گردد.”

“فردی که تحت تأثیر نظرات سایرین و خودپنداری حاصل از این نظرات از درگیری در هر فرصت آموزشی بیمناک و در جهت تحقق بخشیدن به توانایی های بالقوه ی خود مأیوس است. چنین فردی نیازمند آن است که با احتیاط کامل به وی کمک و دلگرمی داده شود تا شاید بخشی از صدمات روحی اش ترمیم شود و حرکتی به سوی تحقق توانایی های بالقوه در وی ایجاد گردد و بیشتر آن کسی شود که می تواند باشد.”

“زمانی که به کودک می گوییم او نمی فهمد چه حس می کند، نه تنها او را از دفاع طبیعی اش محروم کرده ایم، بلکه او را گیج، بی حس،و سردرگم بار می آوریم. او را مجبور می کنیم دنیایی غیر واقعی از کلمات، و سیستم های دفاعی ای بسازد که هیچ ارتباطی با واقعیت های درونی اش ندارد. او را از شخصیت واقعی اش جدا می کنیم؛ و زمانی که به او اجازه نمی دهیم بداند چه حس می کند، احساس کمتری برای درک آدم های اطرافش خواهد داشت.”

“اگر اجازه دهید بچه بداند به خاطر او در رنج و عذاب هستید، هیچ لطفی در حق او نکرده اید؛ و با کاری که می کنید به او می آموزید نباید از خود مواظبت کند. به او یاد می دهید از نقطه ی ضعف حرکت کند، نه از نقطه ی قوت.”

“از نظر من خنده و گریه ی کودک یک اندازه ارزش دارد. من هرگز نخواهم خواست از یک کودک مواهبی مانند رنجش و غم و غصه را بگیرم. عواطف بشری شخصیت انسان را رشد می دهد. هر چه عواطف ما عمیق تر شود، انسان تر می شویم.”