Quotessence
Home / Topics / روانشناسی Quotes

روانشناسی Quotes

Browse 17 quotes about روانشناسی.

روانشناسی Quotes

“((طلاق)) یک اتفاق سخت و ناراحت کننده است. اگر سعی کنید آن را طوری جلوه دهید که گویی مشکل کوچکی است یا تاثیر عاطفی چندانی ندارد، در واقع ارزش زندگی خانوادگی خود را که تا آن روز با هم داشته اید زیر سوال می برید. همچنین این کار توهینی است به توانایی و شهامت کودک تان در ((درک)) اهمیت این اتفاق.”

“بچه ها به اندازه ی کافی قاضی، دادستان و شاکی دارند؛ پدر و مادرها می توانند وکیل مدافع کودک باشند.”

“گداخانه، به راستی یکی از آن مؤسساتی است که بر پایه ی خرافات مقدس و ریاکاری وقیحانه پا گرفته است. به این ترتیب ثروتمندها وجدان شان را مفت و مجانی آرام می کنند، و گداها مسکن فوری آرامش این وجدانند.”

“راه پر بار ساختن زندگی و شخصیت افراد این نیست که همان گونه که همیشه عواطف مردان را تقلیل داده و ناقص کرده اند،عواطف زنان را مهار سازیم و کاهش دهیم، یا از بیان آزادانه ی آن ها جلوگیری کنیم ( به عنوان مثال، مرد نباید اندوهگین یا متأثر شود، گریه کند، نومید گردد). برای بهبود زندگی دختربچه ها نباید آنان را به رقابت جویی با پسرها و تقلید از آنان وا داریم بلکه باید به گزینش یکایک افراد، مستقل از جنس آنان، احترام بگذاریم و یاری برسانیم، و الگوهای متنوع تری را به کودکان عرضه کنیم، الگوهایی که از کلیشه های مسلط هر چه بیشتری رها شده اند و شکوفایی و ابراز وجود افراد را ممکن می سازند: کودکان بدین ترتیب می توانند استعدادها و شخصیت خود را هرچه کامل تر شکوفا سازند، بی آن که مجبور باشند جنبه هایی از وجود خود را قربانی کنند که ارزشی گران قدر دارد.”

“راه پر بار ساختن زندگی و شخصیت افراد این نیست که همان گونه که همیشه عواطف مردان را تقلیل داده و ناقص کرده اند، عواطف زنان را مهار سازیم و کاهش دهیم، یا از بیان آزادانه ی آنها جلوگیری کنیم ( به عنوان مثال، مرد نباید اندوهگین یا متاثر شود، گریه کند، نومید گردد ). برای بهبود زندگی دختربچه ها نباید آنان را به رقابت جویی با پسرها و تقلید از آنان واداریم بلکه باید به گزینش یکایک افراد، مستقل از جنس آنان، احترام بگذاریم و یاری برسانیم، و الگوهای متنوع تری را به کودکان عرضه کنیم، الگوهایی که از کلیشه های مسلط هر چه بیشتر رها شده اند و شکوفایی و ابراز وجود را ممکن می سازند: کودکان بدین ترتیب می توانند استعدادها و شخصیت خود را هرچه کامل ترشکوفا سازند، بی آن که مجبور باشند جنبه هایی از وجود خود را قربانی کنند که ارزشی گران قدر دارد.”

“وسعت عشق پدر و مادر در نظر یک بچه غیر قابل اندازه گیری است. ولی این مسئله معنایش این نیست که شما نباید سعی کنید عشقتان را برایش توضیح دهید.”

“پذیرش شرایط یا وظایف جدید لزوما معنایش این نیست که تو همیشه این شرایط را دوست داری یا می خواهی همیشه آن وظایف را انجام دهی.”

“بنابراین در ظاهر، به نظر می رسد مردم عصر ویکتوریا نه تنها کودکی را ابداع نکردند بلکه آن را از بین بردند. اما در واقع مسئله پیچیده تر از این بود. والدین عصر ویکتوریا با دریغ محبت از کودکان در دوره ی کودکی و بعد با تلاش برای کنترل رفتار آنان حتی تا بزرگسالی،در این موقعیت بسیار عجیب قرار داشتند که در همان شرایطی که می کوشیدند جلوی کودکی را بگیرند تلاش داشتند کاری کنند تا همیشه دوام داشته باشد. شاید تعجب آور نباشد که پایان عصر ویکتوریا تقریبا دقیقا با ابداع روانکاوی همزمان شد.”

“از نظر من خنده و گریه ی کودک یک اندازه ارزش دارد. من هرگز نخواهم خواست از یک کودک مواهبی مانند رنجش و غم و غصه را بگیرم. عواطف بشری شخصیت انسان را رشد می دهد. هر چه عواطف ما عمیق تر شود، انسان تر می شویم.”

“در کتاب های خودیار به زنانی که نگران از دست دادن شوهران خود هستند توصیه می شود اسرارآمیزتر باشند و کاری کنند که رفتارشان قابل پیش بینی نباشد. به زن ها توصیه نمی شود نگرانی های خود را با شوهرشان در میان بگذارند. به جای آن به آنها می گویند که کاری صورت دهند. من مخالف راه های عمل گرا نیستم. خود من همیشه از این شیوه استفاده می کنم. روی هم رفته رو به رو شدن با مسائل ارتباطی دشوار است و هر اقدامی برای رفع این مشکل ارزشمند است. اما از آن جایی که این راه حل ها موقتی هستند اغلب موثر واقع نمی شوند.”

“مسئله ی روابط زن و شوهر خود از دو مسئله ناشی می شود: (۱) خود مسئله و (۲) طرزی که درباره ی مسئله حرف می زنیم ( یا حرف نمی زنیم). طرز صحبت کردن یا نکردن شما درباره ی یک مسئله اغلب بخش عمده مسئله است.”

“وقتی بدانید که مشکل موردنظر تنها دامن گیر شما نیست و دیگران هم با آن روبه رو هستند، رو به رو شدن با آن ساده تر است. مجبور نیستید آن را مسئله ای شخصی تلقی کنید آن را مسئله ای می بینید که دیگران هم دارند و منحصر به شما و همسرتان نمی شود، با دانستن این مطلب احتمالا با آرامش بیشتری با آن برخورد می کنید.”

“در واقع حساسیتی که در دوران کودکی شخص ایجاد شده ممکن است سبب شود که او به برخی از جنبه های حقیقی شدیدا توجه داشته باشد. درست همان طور که سگ ها صداهایی را می شنوند که انسان از شنیدن آن عاجز است، برخی از حساسیت های دوران کودکی شخص را در موقعیتی قرار می دهد تا مطالبی را که دیگران متوجه آن نمی شوند درک نمایند. برای مثال زنی که در کودکی مورد کم لطفی و بی اعتنایی قرار گرفته ممکن است نسبت به کمترین بی اعتنایی شوهرش واکنش شدید نشان دهد.”

“من به زوج ها توصیه می کنم که با مسائل زناشویی به همان طریق که با آنفولانزا برخورد می کنند روبه رو شوند. اشخاص مواظب هستند از شرایطی که ممکن است سرماخوردگی را به آنها منتقل کند جلوگیری نمایند. اما در عین حال مقداری آسپرین تدارک می بینند و به محض آنکه نخستین نشانه های سرماخوردگی را احساس کردند از آن مصرف می کنند. وقتی کودکی در یک خانواده تب می کند همه برای کمک به او بسیج می شوند.”