“بی قصد گفتم:(( بعضی اوقات از خودم می پرسم، واقعا آزاد بودن چه معنی ای دارد.)) - من فکر می کنم که آزادی نمی تواند جز کمی بی گدار به آب زدن باشد. آزادی تعادلی متزلزل است، کمی خارج از حد و مرز بودن.” FreedomNovelRisk TakingFathers And Sonsرمانپدران و پسرانآزادیریسک Book:Three O'Clock in the Morning Source: Three O'Clock in the Morning
“وجود خودم را حس میکنم. اما تنها بعضی چیزها وجود خودشان را حس میکنند و از فردیتشان آگاهند؛ چشمی که خاری در آن رفته، انگشت ملتهب و دندان چرک کرده! چشم، انگشت و دندان سالم حس نمیشوند، انگار که وجود ندارند. آیا خودآگاهی به وضوح چیزی جز نوعی بیماری نیست؟” Self AwarenessRebellionDystopiaWeFuturismسیاستماویران شهرآزادیخودآگاهی Book:We Source: We