Quotessence
Home / Topics / پدران و پسران Quotes

پدران و پسران Quotes

Browse 10 quotes about پدران و پسران.

پدران و پسران Quotes

“بی قصد گفتم:(( بعضی اوقات از خودم می پرسم، واقعا آزاد بودن چه معنی ای دارد.)) - من فکر می کنم که آزادی نمی تواند جز کمی بی گدار به آب زدن باشد. آزادی تعادلی متزلزل است، کمی خارج از حد و مرز بودن.”

“بی قصد گفتم: (( بعضی اوقات از خودم می پرسم، واقعا آزاد بودن چه معنی ای دارد.)) - من فکر می کنم که آزادی نمی تواند جز کمی بی گدار زدن به آب باشد . آزادی تعادلی متزلزل است، کمی خارج از حد و‌ مرز بودن.”

“بیشتر مواقع حساب نمی کنیم کاری که برای بار نخست انجام می دهیم، نقطه ی پایان است و نه نقطه ی آغازش؛ در نیکی، و به ویژه در بدی. اگر اشتباه باشد، راه برگشتی در کار نیست.”

“گاهی مواقع باید حرف زد و هیچ چیزی را نباید ناگفته گذاشت؛ گاهی مواقع درست برعکس، باید سکوت کرد، چون در محیط چیزهای ملموس و گرانبهایی وجود دارند که حرفت می تواند به یک چشم برهم زدن نابودشان کند. دو اصل بسیار ساده اند؛ بخش مشکلش در تصمیم گیری است؛ کدام وقت یکی و کدام وقت آن دیگری را به کار ببری.”

“بعضی مواقع فکر می کنی وجودت اجتناب ناپذیر است، یعنی جهان بدون بودن تو از هم خواهد پاشید و یا اینکه پیش نخواهد رفت. بعد اتفاقی مانند این پیش خواهد آمد که متوجه می شوی:1( اجتناب ناپذیر هستی؛2( که اجتناب ناپذیر بودن چندان هم بد نیست.”

“می دانی، راه های شکوفایی نبوغ بی نهایت اند، تصورات فی البداهه بخش پایه ای اکتشافات علمی اند؛ حتی در کشف های ریاضی. و باید بگویم غیر ممکن است که این تصورات حاصل گنجینه ی پشتکار نباشند؛ نتیجه ی روشنی نخواهد داد.”

“می بایست در جوانی می مردم. نه جسما: به عنوان یک ریاضیدان می بایست می مردم. به محض اینکه حس می کردم توانم به اتمام رسیده، باید کارم را عوض می کردم. هر چقدر ماهر باشی- که من به اندازه ی کافی بودم- زمانی فرا می رسد که حس می کنی در برابر بالاتر از خود در یک حد متوسط قرار داری و بیشتر هم در برابر یک نابغه. آدم باید بتواند آن لحظه توقف کند، یعنی درست روی مرز توانش، ولی هرگز این اتفاق نمی افتد.”

“پدرم تک نوازی کرد. نمی خواهم این جریان را حتی برای خودم هم بازگو کنم، ولی با غرور به چنین پدری افتخار می کردم، دلم می خواست به اطرافیانم بگویم که آن مرد بلندقد،لاغر و آراسته که پشت پیانو نشسته و قیافه اش کمتر از پنجاه سال می زند، پدر من است.”