Quotessence
Home / Quotes / Quote by Aloo Denish Obiero

Quote by Aloo Denish Obiero

Author

Aloo Denish Obiero

Browse famous quotes and profile details for Aloo Denish Obiero. more

You May Also Like

“Every individual in the human race—that means you and I—can accomplish great things or, reversely, hold ourselves back from great accomplishments simply because of a willingness or refusal to work. Sadly, so many who can work neglect doing so. That is lamentable today when countless jobs and opportunities for education are available both remotely and on location. Do yourself justice; work hard every day, learn something new every day, create something every day. Work is indeed the plain and simple key to transforming your life. Do not squander the opportunity to improve through honest work.”

“فرهنگ بسیار بزرگتر از هر نظام سیاسی است و بیشتر هم دوام می آورد. فرهنگ حتی از موجودیت جامعه یا ملت هم بزرگ تر است: از آنجا که چه جامعه و چه ملت به موقعیت جغرافیایی محدودند و در هر زمان زیر سلطه ی یک نظام سیاسی قرار دارند. در حالی که فرهنگ فرای مرزهای جغرافیایی شامل مردم می شود”

“در واقع چیزی که در اوایل قرن بیستم نظام چینی را شکست داد، همان طور که متفکران و سیاست مداران هم در آن اتفاق نظر دارند، نظامیان غربی نبود، بلکه علم آنها بود، چیزی که طرز تفکر کنفوسیوس به وضوح کم داشت. علم غربی بیش از همه به این دلیل تحسین می شد که کشتی های سخت و توپ های کارآمد می ساخت، در حالی که چینا ها هنوز برای جنگ روی دریا و خشکی به نیزه ها، شمشیرها، و حتی هنرهای رزمی تکیه کرده بودند. این نتیجه گیری به یک سری کاملا جدید از سیاست های آموزشی و اصلاحات سیاسی انجامید. دانشجویان چینی موج موج به غرب فرستاده می شدند تا علم و تکنولوژی بخوانند. به علاوه، بسیاری از رهبران و متفکران قدرت غرب را به نظام حکومتی مردم سالارانه ی بهترشان نسبت می دادند. چین، در کنار دیگر کشورهای آسیای شرقی که با همین مشکلات دست و پنجه نرم می کردند، با وجود وقفه ای که بلافاصله بعد از قدرت گرفتن کمونیست ها ایجاد شد، تلاش طولانی مدتی را جهت یادگیری از غرب شروع کرد، روندی که تا هنوز هم به نقطه ی اوج خودش نرسیده است، باید اعتراف کنم که من هم عنصر کوچکی بودم در این روند آموزش بین فرهنگی عظیم.”

“در واقع چیزی که در اوایل قرن بیستم نظام چینی را شکست داد، همان طور که متفکران و سیاست مداران هم در آن اتفاق نظر دارند، نظامیان غربی نبود، بلکه علم آنها بود، چیزی که طرز تفکر کنفوسیوس به وضوح کم داشت. علم غربی بیش از همه به این دلیل تحسین می شد که کشتی های سخت و توپ های کارآمد می ساخت، در حالی که چینی ها هنوز برای جنگ روی دریا و خشکی به نیزه ها، شمشیرها و حتی هنرهای رزمی تکیه کرده بودند. این نتیجه گیری به یک سری کاملا جدید از سیاست های آموزشی و اصلاحات سیاسی انجامید. دانشجویان چینی موج موج به غرب فرستاده می شدند تا علم و تکنولوژی بخوانند. به علاوه، بسیاری از رهبران و متفکران قدرت غرب را به نظام حکومتی مردم سالارانه ی بهترشان نسبت می دادند. چین، در کنار دیگر کشورهای آسیای شرقی که با همین مشکلات دست و پنجه نرم می کردند، با وجود وقفه ای که بلافاصله بعد از قدرت گرفتن کمونیست ها ایجاد شد، تلاش طولانی مدتی را جهت یادگیری از غرب شروع کرد، روندی که تا هنوز هم به نقطه ی اوج خودش نرسیده است، باید اعتراف کنم که من هم عنصر کوچکی بودم در این روند آموزش بین فرهنگی عظیم.”