Quotessence
Home / Quotes / Quote by Tom Schulman

Quote by Tom Schulman

“I close my eyes, and this image floats beside me. A sweaty toothed mad man with a stare that pounds my brain. His hands reach out and choke me, and all the time he's mumbling. “Truth, truth.” Like a blanket that always leaves your feet cold. You push it, stretch it, but it'll never be enough. You kick at it, beat it, it'll never cover any of us. From the moment we enter crying, to the moment we leave dying, it'll just cover your face, as you wail and cry and scream.”

Quote by Tom Schulman

Work

Dead Poets Society

Browse quotes and source details for this work. more

Author

Tom Schulman
Tom Schulman

Tom Schulman, born on October 20, 1950, is an American screenwriter known for his unique sense of humor and profound insight into human nature. He has contributed several classic works to the film industry. more

You May Also Like

“TODD: Well, listen, Neil. I-I appreciate this concern, but I-I'm not like you.All right? You, you, you say things and people listen. I'm, I'm not like that. NEIL: Don't you think you could be? TODD: No! I--I, I don't know, but that's not the point. The, the, the point is that there's nothing you can do about it, so you can just butt out. I can take care of myself just fine. All right? NEIL: No. TODD: What do you mean, "no"? NEIL: No.”

“هیگر پسرها را تماشا کرد و پس از لحظه ای پرسید: "آقایون میکس و اورستریت و اندرسن، شما اصولا چپ دست اید؟" "خیر، آقا" "پس چرا با دست چپ غذا می خورید؟" پسرها به یکدیگر نگاه کردند. ناکس از طرف جمع توضیح داد: "فکر کردیم بد نیست که عادت های قدیمی رو ترک کنیم آقا." "آقای اورستریت، مگه عادت های قدیمی چه عیبی دارند؟" ناکس تذکر داد: "زندگی بدون تفکر و ابتکار رو تثبیت می کنند. ذهن آدم رو هم محدود می کنند." هیگر کاملا جدی گفت: "آقای اورستریت، بهتون توصیه می کنم کمتر به فکر ترک عادت های قدیمی باشید و بیشتر به عادت های خوب برای درس خوندن فکر کنید. متوجه منظورم هستید که؟”

“در حالی که پسرها آهسته به سر جای شان بر می گشتند، کیتینگ گفت: "اگر درباره ی مسئله ای مطمئن هستید، خودتون رو وادارید که به یک نحو دیگه ای درباره اش فکر کنید، حتی اگه بدونید از دیدگاه تازه ی شما نادرست یا احمقانه است. وقتی مطلبی رو می خونید، تنها فکر نویسنده رو مدنظر قرار ندید؛ کمی درنگ کنید و ببینید نظر خودتون درباره ی اون موضوع چیه." "باید تلاش کنید بچه ها که صدای خودتون رو بازیابید و هر قدر دیرتر شروع کنید امکان دستیابی به این هدف رو کمتر می کنید. ثارو گفته که عمر اکثر انسان ها در یأسی خاموش سپری می شود. چرا باید به یک چنین زندگی ای تن در بدیم؟ خطر کنید و در راهی جدید قدم بگذارید. همین حالا!”

“کیتینگ تکرار کرد: "دم رو غنیمت بشمار، چرا شاعر این ابیات رو سروده؟" یکی از شاگردان بلند گفت: "لابد چون عجله داشته." دیگر شاگردان زیر لب خندیدند. کیتینگ به صدای بلند گفت: "نه نه نه! به این دلیل که ما خوراک کرم ها هستیم، بچه ها! چون ما انسان ها تعداد محدودی بهار و تابستان و خزان رو تجربه می کنیم. گو اینکه باور کردنش دشواره، اما یه روزی هیچ کدوم از ما دیگه نفس نخواهیم کشید؛ جسم مون سرد خواهد شد و خواهیم مرد!" مکثی عمدی کرد و با تأکید چنین ادامه داد: "بایستید و به چهره ی جوون هایی که شصت هفتاد سال پیش به این مدرسه می اومده اند به دقت نگاه کنید. نترسید؛ برید و به اونا نگاه کنید.”

“آقای کیتینگ خطاب به راهپیمایان گفت: "بسیار خوب بایستید." متذکر شد: "شاید متوجه شده باشید که در ابتدا آقایان اورستریت و پیتس متفاوت از دیگران قدم بر می داشتند- پیتس با یه ور شدن های طولانی و ناکس هم با ورجه ورجه های سست و کوتاهش- ولی زود هماهنگ شدند. تشویق ما منظم ترشون هم کرد. خب این کارها برای انگشت نما کردن پیتس و اورستریت نیست. بلکه مشخصا نشون می داد که گوش دادن به ندای درونی مون و حفظ باورهامون در حضور دیگران چقدر دشواره." چنانچه هر کدوم از شما فکر می کنید که اگر جای آن ها بودید متفاوت قدم بر می داشتید از خودتون بپرسید پس چرا دست می زدید. بچه ها جون، همه ما نیاز مبرم داریم که تأییدمون کنند، ولی شما باید به اونچه که در وجودتون یگانه یا متفاوته، حتی اگه ویژگی غریب و غیرمتداولی باشه تکیه کنید. همونطور که فراست گفته: در جنگل دو راه پیش رویم بود، و من راهی را برگزیدم که رهروان کمتری به خود دیده بود و همین تمام تفاوت ها را موجب شد.”

“Quel che io desidero non è tanto che il visitatore "incontri l'artigiano nel suo ambiente", quanto che egli possa rendersi conto di quale sia (o sia stato) il ruolo dei vari manufatti nella vita quotidiana, traendone idee che arricchiscano la sua vita. Altro scopo del museo (delle tradizioni popolari del Giappone) è quello di fornire degli spunti per le future produzioni.”

“Un'opera priva d'innata bellezza è un'opera morta: ecco qual'è dunque l'importanza dell'artista-artigiano al quale noi oggi chiediamo non solo di produrre delle buone opere, ma anche di lavorare a stretto contatto con l'artigianato tradizionale in modo da far rivivere la bellezza anche negli oggetti di uso comune.”

“Io credo che il lavoro manuale sia così essenziale, così naturale, che il bisogno irresistibile di farvi ricorso non cesserà mai di manifestarsi. Inoltre la caratteristica intrinseca dell'opera artigianale è quella di mantenere un contatto vivo e costante col cuore dell'uomo, e così il lavoro acquista una qualità umana. Tutto ciò che nasce dalla macchina è figlio del cervello e quindi manca di umanità.”