Quotessence
Home / Quotes / Quote by Alain Fournier

Quote by Alain Fournier

“هنوز چیزی نگذشته یکی از کوچولوهایی که روی زمین نشسته بودند به سویش آمد،از بازویش گرفت و بالا رفت و روی زانویش نشست تا با با او کتاب را تماشا کند؛ کودک دیگری هم از آن طرف بالا رفت و روی زانوی دیگرش نشست. آنگاه بود که رویایی همانند آنچه سالها پیش دیده بود به سراغش آمد. زمان درازی خود را در حالتی مجسم کرد که در شب خوش و دا انگیزی در خانه ی خودش نشسته است و کتاب می خواند و آن زیبای ناشناسی که پیانو می زند همسر اوست...”

Quote by Alain Fournier

Work

Le Grand Meaulnes

Browse quotes and source details for this work. more

Author

Alain Fournier

Browse famous quotes and profile details for Alain Fournier. more

You May Also Like

“و نسیمی که می وزید گاهی از سرما تنمان را می لرزاند و گاهی از ولرمی شور ژرف کهنه ی ناشناخته ای را در دلمان بر می انگیخت. آه! برادر، دوست، همسفر، هر دو چه مطمئن بودیم که خوشبختی در همان نزدیکی است، و کافیست به راه بیفتیم تا به آن برسیم!...”

“برای جوان های معمولی هم دوچرخه وسیله ی بسیار سرگرم کننده ای است تا چه رسد به پسرک بینوایی چون من که تا همان اواخر می لنگیدم و هنوز سه چهار کیلومتر نرفته خیس عرق می شدم!... چه لذتی از شیب تپه ها به شتاب پایین رفتن و در ژرفاهای چشم انداز گم شدن؛ به تیزی پرنده ای به دور دستهای جاده ای رسیدن که با نزدیک شدنت از هم باز و شکوفان می شود؛ دهکده ای را در یک چشم به هم زدن پشت سر گذاشتن و همه چیزش را به یک نگاه از آن خود کردن و بردن...”

“The tales Stolen men and women handed down to their children included the adventures of Buba Yalis, or flying Africans. According to the stories, certain Stolen had been gifted with the power of flight. After chanting buba yali and other phrases now forgotten, they rose above their misery and flew back to our homeland. Others could do the same, the story went, if only they could remember the magic words.”

“In a clearing, we began a ring shout by linking hands and marching counterclockwise, each step taking us back to a time before Thieves, before abduction and the routine infliction of wicked depravities. To a time before we were Stolen, when our ancestors walked with us and anything was possible. With the accompaniment of tapping sticks and the humming of sacred sounds, we raised our hands high. “Brethren, Sistren,” I urged, “let us be who we are.”