Quotessence
Home / Quotes / Quote by محمدرضا شفیعی کدکنی

Quote by محمدرضا شفیعی کدکنی

“ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران بیداری ستاره در چشم جویباران آیینه ی نگاهت پیوند صبح و ساحل لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران بازآ که در هوایت خاموشی جنونم فریاد ها برانگیخت از سنگ کوه ساران ای جویبار جاری! زین سایه برگ مگریز کاین گونه فرصت از کف دادند بی شماران گفتی: به روزگاران مهری نشسته گفتم بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند دیوار زندگی را زین گونه یادگاران وین نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند تا در زمانه باقی ست آواز باد و باران”

Quote by محمدرضا شفیعی کدکنی

Author

محمدرضا شفیعی کدکنی

Browse famous quotes and profile details for محمدرضا شفیعی کدکنی. more

You May Also Like

“Inhabitants of urban industrial cultures have no point of contact with grain, chickens, cows, or, for that matter, with topsoil. We have no basis of experience to outweigh the arguments of political vegetarians. We have no idea what plants, animals, or soil eat, or how much. Which means we have no idea what we ourselves are eating.”