“نامه را دوباره خواندم. خنده ام گرفت. روی صحنه پدرم بود، آکروبات باز تماشاخانه، کسی که مدام تغییر شکل می داد، دلقک، تردست، بندباز، معرکه گیر بازار روز، فروشنده ی قصه های کودکان. و در تالار نمایش، ما بودیم: مادرم، من، لوگری تعمیرکار، آلونسو آرایشگر، هلگرس طبیب. و آن های دیگر: بانوی متصدی باشگاه جودو، دندانپزشک، فروشنده ی دوچرخه، عابران روز یکشنبه. (( رخنه کردن در ارتش اس.اس ))”
Quote by Sorj Chalandon
Book:Profession du père
Work
Profession du père
Browse quotes and source details for this work. more
Author
You May Also Like
Source: Profession du père
“معذرت خواهی؟ چطور می توانست برای ویران کردن زندگی کسی، از او معذرت خواهی کرد؟”
Source: Cruise
“وقتی نقشه ای می کشی اولش همه چیز ساده است ولی وقتی می خوای اجراش کنی تازه پیچیدگی هاش معلوم می شه.”
Source: Cruise
Source: Three O'Clock in the Morning
Source: Three O'Clock in the Morning
Source: Three O'Clock in the Morning
“Everyone gets an ending. Whether or not it's happy is up to them.”
Source: Imaginary Friend
Source: Three O'Clock in the Morning
Source: Three O'Clock in the Morning
“I read novels, no, not read, I tear them open and crawl inside and hide between the words.”
Source: When the World Tips Over