“به همرزمان رفقا، انقلاب را برای رساله ها ننوشته اند برای فلاسفه که برده ها بساط سورچرانی شان را تدارک می بینند یا پروفسورهایی که جان کندن های دیگران را سر میز مذاکرات وجه المصالحه قرار می دهند. انقلاب کبیر را باد هوا به ما می آموزد که خود را به همه ارزانی می دارد و نفس همه را تازه می سازد. دریا آواز خون بی دریغ ما را سر می دهد که در هر قطره ی خود خورشیدی پنهان دارد! از این رو هر نی نی چشم انسانی بازتاب تمام نور است. همرزمان، آدمیان کره ی ارض! واژه ی انقلاب را با هم بخوانیم در چشمان من- تو- او که همه به یمن نور اندیشه و ستاره ها پذیرفته اند در این واژه نوشته است: انسان: آگاه و آزاد...!”
Quote by Elsa Morante
Book:History
Work
Author
You May Also Like
Source: ألبوم الخسارة
Source: History
Source: Bretonische Idylle
“Der Fuß war beerdigt, ich war groggy und mein Kaffee war kalt.”
Source: Scherben einer zerbrochenen Seele
Source: Meine Welt, Meine Verantwortung: Hundert Sonette für Meine Weltfamilie
Source: Gegen den Hass
Source: Die letzten Tage des Patriarchats
Source: Meine Welt, Meine Verantwortung: Hundert Sonette für Meine Weltfamilie
