Quotessence
Home / Authors / Xavier de Maistre
Xavier de Maistre

Xavier de Maistre Quotes

Writer

Filter quotes by topic

Famous Xavier de Maistre Quotes

“از عزیمت آرگونات ها تا تشکیل مجمع نخبگان، از آن ژرفنای دوزخ تا واپسین اختر میخکوب بر دامان راه شیری، تا مرزهای کیهان تا دروازه های آشوب ازلی... این است گستره ی فراخی که من در طول و عرض آن گام می زنم، یکسره نیز به تفریح و تفنن، زیرا نه دچار فقدان زمانم و نه گرفتار در تنگنای مکان. این است باراندازی که با پیروی از گام های هومر، میلتون، ویرژیل، اوسیان و دیگران بار هستی خود را بدان جا می کشانم.”

“چشم انداز طبیعت و تامل در آن، چه در یک قاب و چه در هزار و یک قاب، شاهراه لذت را در برابر خرد آدمی می گشاید. دیری نمی گذرد که پرنده ی خیال بر فراز این اقیانوس لذایذ بال می گسترد و بر شمار و شدت آن می افزاید. هزار احساس رنگارنگ در هم گره می خورند و با هم یکی می شوند و لذایذی نو پدید می آورند. رویای شکوه با تپش های عشق می آمیزد. عزت نفس دست به سوی نیکوکاری دراز می کند و نیکوکاری شانه به شانه ی عزت نفس گام بر می دارد. مالیخولیا گهگاه حریر مجلل خویش را بر سرمان می کشد و اشک هایمان را به لذت بدل می سازد.”

“What a splendid piece of furniture an armchair is, of utmost importance and usefulness to a contemplative man. During those long winter evenings, it is often sweet and always advisable to stretch out luxuriously in one, far from the din of crowds. A good fire, a few books, some quills - what excellent antidotes to boredom!”

“The ephemeral spectator of an eternal spectacle, man raises his eyes a moment to the sky, then shuts them forever; yet during that brief moment granted him, from every point of the sky, from every limit of the universe, a consoling beam is cast from each world and meets his gaze to tell him that there is indeed a connection between infinity and him, and that he is part of eternity.”