Quotessence
Home / Topics / کتاب و کتاب خوانی Quotes

کتاب و کتاب خوانی Quotes

Browse 3 quotes about کتاب و کتاب خوانی.

کتاب و کتاب خوانی Quotes

“از عزیمت آرگونات ها تا تشکیل مجمع نخبگان، از آن ژرفنای دوزخ تا واپسین اختر میخکوب بر دامان راه شیری، تا مرزهای کیهان تا دروازه های آشوب ازلی... این است گستره ی فراخی که من در طول و عرض آن گام می زنم، یکسره نیز به تفریح و تفنن، زیرا نه دچار فقدان زمانم و نه گرفتار در تنگنای مکان. این است باراندازی که با پیروی از گام های هومر، میلتون، ویرژیل، اوسیان و دیگران بار هستی خود را بدان جا می کشانم.”

“یک بار مردی در میخانه ای از من پرسید کتاب ها چه مزه ای می دهند،(( حالا دقیقش را هم نگفتی، نگفتی)). جوابش را از قبل آماده داشتم، اما برای اینکه کاری نکرده باشم که او از بیخ احساس حماقت کند، کمی وانمود کردم دارم به سؤالش فکر می کنم و بعد گفتم (( رفیق، با در نظر گرفتن شکاف عمیقی که میان تمامی تجربیات شما و من وجود دارد،برای اینکه نزدیک ترین طعم را به آن طعم منحصر به فرد به شما نشان دهم باید بگویم که کتاب ها، همین طوری اش اگر را بخواهید، همان طعم بوی قهوه را می دهند.)) حرف دهن پُرکنی بود، و از طوری که او دوباره سراغ نوشیدنی اش رفت می توانستم بگویم حسابی خوراک فکر کردن به او داده ام.”

“روشنایی گاز خواندن، ورق بازی کردن، و حتی صحبت کردن را نیز دلپذیرتر کرد. شب ها هنگام غذا خوردن می شد غذا را دید. می شد تیغ ماهی را درآورد، می شد دید چقدر نمک یا فلفل از نمکدان و جای فلفل فرو می ریزد. اگر سوزنی یا چیز کوچیک دیگری به زمین می افتاد لازم نبود تا روز بعد منتظر بمانند. عنوان کتاب ها را در قفسه ها می شد دید و‌خواند. مردم بیشتر مطالعه می کردند. تصادفی نیست که تعداد روزنامه ها، مجلات، کتاب ها و صفحات موسیقی و اوراق نت در اواسط قرن نوزدهم به طور ناگهانی افزایش یافت. تعداد روزنامه ها و نشریات ادواری در انگلیس کمتر از صد و‌ پنجاه مورد در ابتدای قرن به تقریبا پنج هزار در پایان قرن رسید.”